
اين روزا ساده ميگذرد ، دل كه روزگاري خوش بود به بوي عطري ناب ، چشماني زيبا و رويايي از جنس باران ، اين روزا ساده ميگذرد ، بي بهانه دل ميگيرد و شايد غروب شعري كوتاه جاري شود ، من نمي دانم خوشبختي كجاست ، نمي دانم آرامش كجاست ، نمي دانم حال خوب كجاست ، اما همه ي اينها را روزي تجريه كردم ، گاهي خوشبختي تماشاي چشماني بود كه پشت پنجره اي منتظر ديدارت بودنند ، گاهي آرامش آغوش كسي بود كه زير لب زمزمه مي كرد با تو خوبم خوب من ، گاهي حال خوب قدم زدن كنار كسي بود در شبي كه هوا بسيار سرد بود .... اين روزا ساده ميگذرد ، اما گاهي خاطرات خوب مرهم خستگي دلي خسته ميشود ...فردا هميشه وارث ديروز نيست ، ديروز ...
ادامه مطلب