نگاهم به نگاهش خيره شد
چشمانش زيباترين چشمان دنيا بود ، من بارها به او گفته بودم كه زيباترين چشم هاي دنيا را دارد
دلم براي چشمانش و تن پوش سفيدش كه زيبايي اش را دو چندان ميكرد تنگ شده است
دلم براي بوي عطرش تنگ است
رو به رويم ديوار سنگي
دلم پر از دلتنگي ....
اينم آخر قصه دلدادگي ، تنهايي تنهايي و تنهايي .....
*** دلنوشته اي كودكانه از حال دلم ساده گويي كودكانه بي هيچ ابهامي توضيحي عميق از دلتنگي .....