در سرم رویاییست ، که به تو می رسم آخر...یک روز... ،روزی از جنس بهار ، و بهاری که نه از جنس زمین ، بلکه از جنس بهشت ، چه بهشتی که تو با من باشی ! ، در سرم رویاییست
چشم بر راه نشینم شب و روز ، روی آن نیمکتی ،کز تمام فصلش ، به بهاران راه است
می رسی ! ، می دانم ! ، می رسی با گل یاسی در دست و کتابی از شعر
شعرهایی همه عشق ، عشقی از جنس بلور ، می نشینیم به لطف ، دستها پل بسته
چشم ها خیره به هم ، فاصله ...هیچ ...اصلا" !!! ، روبرو باغ خیال ، پشت بر هر چه محال ، حرفهامان همه مهر ، مهرهامان جاوید ... ، به تفأل ، به طرب ، می خوانیم ، آن دلاویزترین* شعر جهان را
من و تو
می رسی !
می دانم !
*** بدون شرح ....
برچسب: ميدانم,
نویسنده: لیلا سلیمانی