بايد چندتا تشكر كنم :
اول از مهربانوي شب شعر بانو رحماني كه با حضور دوباره اش دل گرمي خوبي به ما داد ...
دوم از حميد عزيزم كه برادري رو براي من تمام كرد ، ممنونم ازت كه هستي ...
سوم از ياشار مهربان و گاهي زود رنج از مرد جوان و خوش سيماي شهر كه با تمام تلخي هايش باز شيرين است ...
چهارم از آبي دريا ، از آرامش وجود ، از مرهم درد ، از آن خودگذشته آن چشمهاي آبي جادويي ، كه اگر جان ندارند ولي به دنياي بي رحم مي ارزند .....