
سلام به رفقاي خوبم .... اين چهارشنبه شب يه لطف ميثم طاهري عزيز ديداري تازه خواهيم كرد ، ...
ادامه مطلب
سلام با كمي تاخير ... بايد چندتا تشكر كنم :اول از مهربانوي شب شعر بانو رحماني كه با حضور دوباره اش دل گرمي خوبي به ما داد ... دوم از حميد عزيزم كه برادري رو براي من تمام كرد ، ممنونم ازت كه هستي ... سوم از ياشار مهربان و گاهي زود رنج از مرد جوان و خوش سيماي شهر كه با تمام تلخي هايش باز شيرين است ... چهارم از آبي دريا ، از آرامش وجود ، از مرهم درد ، از آن خودگذشته آن چشمهاي آبي جادويي ، كه اگر جان ندارند ولي به دنياي بي رحم مي ارزند ..... ...
ادامه مطلب
تقدیم تو باد که چشمانت همرنگ دریاست ... خیالت همرنگ باران است ... به خاطر توخورشید را قاب می کنم و بر دیوار دلم می زنم به خاطر تواقیانوس ها را در فنجانی نقره گون جای می دهم به خاطر توکلماتم را به باغهای بهشت پیوند می زنم به خاطر تودستهایم را آیینه می کنم و بر طاقچه یادت می گذارم به خاطر تو...
ادامه مطلب
در این حوالی ، کسی هست که عاشق شماست از میون این کوچه ها ، کسی هست که دلش دست شماست از من نپرس نام و نشان او کیست همین حوالیست پی بوی عطر شماست .... هرجا که باشد ، مست پی شماست از من نپرس کجاست ؟ هوا که ابری میشود دلش برای تو هر سو جاریست از من نپرس نامش جیست تو بگو عاشق ..... باز که نگاهم می کنی باز که نامش را از من طلب می کنی میترسم بیش از این خیره بمن شوی آخر بگویم این عاشق تنها پیش روی شماست .........
ادامه مطلب