تقدیم تو باد که از جنس بهار هستی ...
-
تاریخ: 1396/3/9 ساعت: 14:02
تقدیم تو باد که چشمانت همرنگ دریاست ... خیالت همرنگ باران است ... xa0 به خاطر توxa0خورشید را قاب می کنم و بر دیوار دلم می زنم به خاطر توxa0xa0اقیانوس ها را در فنجانی نقره گون جای می دهم به خاطر توxa0xa0کلماتم را به باغهای بهشت پیوند می زنم به خاطر توxa0xa0دستهایم را آیینه می کنم و بر طاقچه یادت می گ...
روز میلاد
-
تاریخ: 1396/3/9 ساعت: 14:02
به روز میلاد قسم به لبخند مادر ، اشک کودک قسمبه شلوغی روز آغاز ، به حرفهای زیبا پی آمدنی نو رسیده قسم ... به چرتکه ی روزگار که بکار افتاد ، از همان روز ... که درد پشت درد ... که تنها آموختن و کهنه تر شدن بود ... به روز میلاد قسم که جز درد چیزی دیگر نبود ...
فریاد بی صدا
-
تاریخ: 1396/3/9 ساعت: 14:02
خیال شد باران و بارید ...حس ناب شد شعر و خوانده شد ... غم تنهایی ، شد گریه و گریست ... نگاه تلخ ، شد نگاهت وقت رفتن xa0... خواب مرگ ، شد لحظه های بی تو و برمن جاری ... وسکوت ، شد فریادهایی بی صدا ...
ترانه خوان ...
-
تاریخ: 1396/3/9 ساعت: 14:02
ترانه خوانxa0 ترانه ای غمگین از فصلی سرد با برگهایی زرد می خواند جمعی به تماشایش با چشمانی بارانی بودنند تنها یک نفر با نفرتی پیر ترانه خوان را نگاه می کرد ترانه خاموش شد ، همه رفتند سالن خالی از جماعت بیگانه شدxa0 تنها روی یک صندلی ، یک نفر هنوز به تماشای ترانه خوان نشسته بود ترانه خوان به زمین خیر...
دیوانه ...
-
تاریخ: 1396/3/9 ساعت: 14:02
xa0از ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﺍﯼ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ : چه کسی ﺭﺍ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯼ ؟ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ خندید و ﮔﻔﺖ: "ﻋﺸﻘﻢ" ﺭﺍ ﮔﻔﺘﻨﺪ : "ﻋﺸﻘﺖ" ﮐﯿﺴﺖ ؟؟ ﮔﻔﺖ : "ﻋﺸﻘﯽ" ﻧﺪﺍﺭﻡ ﺧﻨﺪﯾﺪﻧﺪ ﻭ ﮔﻔﺘﻨﺪ : ﺑﺮﺍﯼ "ﻋﺸﻘﺖ" ﺣﺎﺿﺮﯼ ﭼﻪ کارها ﮐﻨﯽ....؟ ﮔﻔﺖ : ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻋﺎﻗﻼﻥ ﻧﻤﯿﺸﻮﻡ، ﻧﺎﻣﺮﺩﯼ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﻢ...، خیانت نمیکنم دور نمیزنم.... وعده سر خرمن نمیدهم...دروغ نمیگویم..خیانت نمیکن...
شبی بی تو ....
-
تاریخ: 1395/8/8 ساعت: 22:50
شب و راز تنهایی من خیال تو و هزار قصه برای گفتن از توxa0 من ... ، شبی را بی تو سر کردم درد ... ، معنایی به وسعت بی تو بودن را برای من تا صبح دیرهنگام xa0می نواخت خیالت بود خاطرات بود تنها نفست جاری نبود روشنی پشت آن سکوت تلخ بی رمق آمد صدایت کردم صدایت کردم و تو ... xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 x...
تو باور کن .....
-
تاریخ: 1395/8/8 ساعت: 22:50
xa0 xa0 حال من خوب است رویایی در سر دارم ... فردایی دگر خواهم ، که دور باشد از حال اکنونمxa0 من از این خاکستری های دلگیر ، xa0دور میشوم تو باور کن من دیگر غمگین نیستم تو باور کن تو باور کن اگر چه من باور ندارمxa0 حال من خوب استxa0 تو باور کن ... تو از من ساده تر باش ....... xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 x...
از من نپرس ...
-
تاریخ: 1395/8/8 ساعت: 22:49
xa0 xa0 در این حوالی ، کسی هست که عاشق شماست از میون این کوچه ها ، کسی هست که دلش دست شماست از من نپرس نام و نشان او کیست همین حوالیست پی بوی عطر شماست .... هرجا که باشد ، مست پی شماست از من نپرس کجاست ؟ هوا که ابری میشود دلش برای تو هر سو جاریست از من نپرس نامش جیستxa0 تو بگو عاشق ..... باز که نگاه...
پاییز ...
-
تاریخ: 1395/7/22 ساعت: 0:18
xa0 من به این پاییز ، به این نیمکتها دل نمیبندم ... تنها تو می دانی چرا ....
ای کاش ....
-
تاریخ: 1395/7/22 ساعت: 0:18
ای کاش می گفت و آرام دور میشد از کوچه های کودکی ای کاش میگفت مردی که همه داشته هایش را یک شبه باخت .....
اعتراف
-
تاریخ: 1395/7/22 ساعت: 0:18
xa0 گاه افکارم پرواز می کننxa0 به زمانی دیگر میروم زمانی دورتر از زمان اکنونxa0 پیش چشمانم به تصویر می کشد گذشته را ، تو را ، خنده هایت را ، اشک هایت را ، مرا که پی هیچ اوج میگرفتم گاه خوش بودن راxa0 گاه نا خوش بودن راxa0 گاه رویاهای زیبایمان را اما قاب خالی از عکس ماxa0 تمام افکارم را به اکنون بر م...
تاریکانه
-
تاریخ: 1395/7/22 ساعت: 0:17
xa0 xa0 به رویای زیبایم جان داده ام من حوالی دریا کلبه ای از عشق ساختم تمام ناداشته هایم را با مداد رنگی کشیدم همه چیز زیباست تنها تنها خودم را چگونه از این که هستم جدا کنم ...
غزل زیبای حافظ
-
تاریخ: 1395/7/20 ساعت: 16:23
گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آید xa0 گفتم که ماه من شو گفتا اگر برآید گفتم ز مهرورزان رسم وفا بیاموز xa0 گفتا ز خوب رویان این کار کمتر آید گفتم که بر خیالت راه نظر ببندم xa0 گفتا که شبرو است او، از راه دیگر آید گفتم که بوی زلفت گمراه عالمم کرد xa0 گفتا اگر بدانی هم اوت رهبر آید گفتم خوشا هوایی کز باد...
باران
-
تاریخ: 1395/7/20 ساعت: 16:23
ساز کوکم دیگر کوک نیست وقت رفتن است و پای رفتن نیست حس سردم ، سرد است و گرمایی در راه نیست خسته ام ، جایی برای رها شدن نیست من و یه دل حرف زخمی ، که گوشی نیست تنها همین ، روزی می رود و شبی در راهست ، روزگار ماست ... xa0